الشيخ أبو الفتوح الرازي
278
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
محمد زكريّا را ! چون خداى را بخواند و گفت : * ( رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ ) * ، اى خداوند ! مرا رها مكن ، تنها ، و تو بهترين وارثانى و ميراث گيرانى . و اين آنگه گفت كه ، او را عقبى و فرزندى نبود كه به جاى او بايستد و ميراث او گيرد ، براى آن گفت كه : * ( أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ ) * ، تا بدانند كه او را ميراث خود از خداى دريغ نيست ، و او مىداند كه عالم جمله به ميراث خداى را خواهد بودن ، انّما دل او در بند فرزندى است كه به جاى او بايستد و به مقام او بنشيند . * ( فَاسْتَجَبْنا لَه ) * ، ما او را اجابت كرديم . * ( وَوَهَبْنا لَه يَحْيى ) * ، و او را يحيى كه فرزند او بود بداديم . * ( وَأَصْلَحْنا لَه زَوْجَه ) * ، و جفت او را براى او به صلاح باز آورديم ، يعنى پس از آن كه عقيم بود و صلاحيت ولادت نداشت ، او را با حال ولادت برديم تا زاينده شد و صالح شد ولادت را ، اين قول بيشتر مفسّران است . و بعضى دگر گفتند : مراد آن است كه ، آن زنى بدخوى بود ، خداى تعالى او را خوش خوى كرد . * ( إِنَّهُمْ ) * ، ايشان ، يعنى آن پيغامبران كه ذكر ايشان برفت ، * ( كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ ) * ، در خيرات مسارعت نمودندى و شتابزدگى . * ( وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً ) * ، و ما را خواندندى به رغبت و رهبت ، به طمع و خوف ، به اميد و ترس . و نصب او بر مفعول له باشد ، يعنى رغبة في ثواب اللَّه ، و رهبة ( 1 ) من عقابه . و اعمش خواند : رغبا و رهبا ، على وزن فعل ، بضمّ « الفاء » و سكون « العين » و هما لغتان : كالسُّقم و السَّقَم ( 2 ) ، و النُّكل و النَّكَل ( 3 ) ، و البُخل و البَخَل . * ( وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ ) * ، و ما را خاشع و فروتن بودند آن پيغامبران . * ( وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها ) * ، و ياد كن نيز آن زن را كه خويشتن نگاه داشت و صيانت كرد ، يعنى مريم - عليها السّلام . * ( فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا ) * ، ما از روح خود در او دميديم . « من » ، شايد كه تبعيض بود و شايد كه تبيين بود . * ( وَجَعَلْناها ) * ( 4 ) ، كرديم او را و پسر او عيسى - عليه السّلام - آيتى و علامتى و دلالتى و معجزهاى جهانيان را . قوله : * ( إِنَّ هذِه أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً ) * ، مجاهد و حسن گفتند : مراد به « امّت » دين
--> ( 1 ) . آب ، آز : رغبة . ( 2 ) . آب ، آز : القسم و القسم . ( 3 ) . آب ، آز : الثّكل و الثّكل . ( 4 ) . آط ، آب ، آز : جعلناهم ، به قياس با نسخهء آج و با توجّه به متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .